محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

428

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كه كشمش نامند بهترين آن سبز آنست كه از انگور عسكرى سازند و زبون‌ترين آن سياه و همه آن لطيف‌تر از دانه‌دار و كثير الغذا و مبهى و با قوّت مسهله و آب نقيع و همچنين آب مطبوخ آن كه با فانيذ به قوام آورده باشند جهت سرفه و تنقيه مواد سينه و تصفيه صوت نافع و ضماد آن با زعفران و زرده تخم مرغ و عصفر جهت انفجار دمل و تحليل صلابات بيعديل و چون بكوبند آن را با صبر و بر سر بمالند جهت دفع كچلى مجرب و در ساير افعال مانند مويز دانه بيرون كرده است و محرق خون مصلح آن همان مصلح مويز است كه مذكور شد و شراب آن در قرابادين نوشته شده . زبيب الجبل به فتح جيم و باى موحده و لام و زبيب برّى نيز نامند و به يونانى قيسمونه اسطافيوس اغريا و به فارسى مويزك كه مويزج معرب آنست و به شيرازى نيز مويزك نامند . ماهيت آن : نبات آن شبيه به تاك و از آن ضعيف‌تر و شاخ‌هاى آن راست و سياه و گل آن مايل به سفيدى و ثمر آن در غلافى مانند غلاف نخود و در آن دو سه دانه اندك پهن غير مستدير و با خشونت بعضى سفيد و بعضى سياه مايل به سرخى و مغز آن سفيد و طعم آن تند و تيز چون بخايند . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : بسيار جالى و مفرح و مفتح و مسقط جنين و خاييدن و غرغره كردن به طبيخ آن جاذب رطوبات دماغى و تنقيه بلغم بسيار از دماغ و با مصطكى و كندر جهت رفع لكنت زبان و درد دندان كه هر دو حادث از بلغم باشد و جذب رطوبت لثه و با عسل جهت قلاع و با قطران جهت كرم دندان و چون يك عدد دانه آن را پنبه پاكيزه پيچيده اندك تر كرده كوفته كه دانه آن كوبيده و شكسته گردد گرم كرده بر دندان موجع گذارند در ساعت تسكين وجع آن نمايد و آشاميدن به قدر پانزده عدد آن با ماء العسل مقى قوى اخلاط غليظه و بايد كه بعد شرب آن به دفعات ماء العسل بنوشند و حركت كنند زيرا كه اگر حركت نكنند و بنشينند و يا خواب كنند خوف خناق است و با مصطكى و كندر جهت تصفيه صوت و با ادويه مناسبه جهت رفع سپرز و كشتن كرم معده و ضماد آن با عسل و يا سركه و يا غير آن جهت داء الثعلب و تقشر جلد و با روغن زيتون و زرنيخ سرخ و زراوند طويل جهت جرب غير متقرح و حكه و رفع آثار و منع تولد قمل و كشتن آن خواه در سر و خواه در بدن باشد و مطبوخ آن در روغن زيتون جهت گشودن دمل و نطول آن با طبيخ سداب جهت درد كمر و ساق و مضمضه به طبيخ آن با سركه جهت وجع دندان و تجفيف رطوبت و استرخاى لثه و چون نرم ساييده با قطران سرشته در سوراخ دندان كرم خورده پر نمايند كرم آن را بكشد و وجع آن را تسكين دهد . مضر سپرز ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : تا يك درم و زياده از يك مثقال آن كشنده است به خناق و جراحت مثانه و احشا معالجه آن مركب از علاج ذراريح و جبلاهنگ . بدل آن : دو وزن آن عاقرقرحا است . زبل به كسر زاو سكون با و لام به فارسى سرگين نامند . ماهيت آن : معروف است و مراد از آن زبل حيوانات است . طبيعت آن : زبل هر حيوانى به حسب آن مختلف مىباشد و بالجمله همه آنها گرم‌اند . افعال و خواص آن : نيز به حسب هر حيوان مختلف مىباشد و در طى ذكر آن حيوان مذكور شد و مىشود ان شاء الله تعالى و بالجمله مجموع آنها محلل و مجفف‌اند . فصل الزاء مع الجيم زجاج به ضم زا و فتح جيم و الف و جيم به فارسى آبگينه و شيشه نامند . ماهيت آن : دو نوع است معدنى و مصنوع . معدنى سفيد صاف شفاف به خلاف مصنوع آن و معدن آن اكثر جاها است آنچه در تبريز از توابع شيراز و غير آنست سنگى است تيره رنگ ريزه آن را با قلى نرم ساييده در كوزه ريخته به آتش تند چند شبانه روز مىگذارند تا خوب گداخته گردد پس حجر مغنيسا را سوده با رمل بر آن مىپاشند تا دردى آن ته نشين گردد پس از آن آنچه مىخواهند مىسازند به هر رنگى كه مىخواهند رنگ مىكنند و بهترين آن سفيد صافى بسيار شفاف آنست و مصنوع آن را از رمل و سنگريزه و قلى مىسازند و معمول اهل فرنگ بيشتر اين است و شيشه‌هاى فرنگى اكثر از رمل گداخته باقلى است و اين سفيدتر و شفاف‌تر مىباشد و ارسطو حجر بلور را از جنس زجاج معدنى دانسته كه مجتمع گشته و نضج زياده يافته و رنگ نيكو بهم رسانيده . طبيعت آن : گرم در اول و خشك در دويّم و مصنوع آن گرم تر . افعال و خواص آن : مقطع و محلل و جالى لذاع و محرق آن مجفف بىلذع و رماد آن الطف . آشاميدن آن به قدر يك درم با شراب ابيض رقيق جهت تفتيت سنگ مثانه به شدت و جهت رفع ضعف گرده و مثانه و حرقت البول و سپرز و اكتحال محرق و